"دنیای قشنگ نو" از آلدوس هاکسلی

:: "دنیای قشنگ نو" از آلدوس هاکسلی
بعد از مدت ها دست بردم طرف یه رمان! حقیقتش دو سه بار این رمان رو زخمی کرده بودم و تا فصل دو و سه پیش رفته بودم ولی ولش کرده بودم. عید امسال بالاخره همت کردنم به ثمر نشست و خیلی زود جذب این کتاب شدم.
اولای کتاب، وقتی داستان داره پیش میره، هاکسلی اطلاعات بیولوژیکی ای میده که در عین جالب بودنشون یه خورده فهمیدنشون برام دشوار بود. فکر می کردم مثل کتاب درسی باید همش رو بفهمم! ولی خیلی راحت میشه ازشون عبور کرد. فقط کافیه کلیات رو بفهمی. علتش هم اینه که این آقا در خانواده ای که همشون دانشمند بیولوژیست هستند متولد شده.
هاکسلی کجا هست تا ببینه وضعی که اون در سال 1932 برای سال 2540 پیش بینی می کرد چقدر زودتر به واقعیت پیوسته؟
دنیای قشنگ نو - آلدوس هاکسلی
 ایالات متحده چقدر شبیه "دنیای قشنگ نو" هست!
اگه رمان رو خوندید، می تونید اینجا رو مطالعه بفرمایید تا مروری بشه براتون، در غیر این صورت این کار رو نکنید چون داستان رو برای خودتون فاش کردید و شیرینی مطالعه این کتاب رو برای خودتون کمتر نمودید.
منبع : بچه آدم"دنیای قشنگ نو" از آلدوس هاکسلی
برچسب ها : هاکسلی ,کتاب ,رمان ,برای خودتون ,دنیای قشنگ ,کرده بودم

سرآغاز

:: سرآغاز
بچه ی آدمم.
فرزند آدم.
فرزند حوا.

وقتی تنها می شوم می نویسم...
وقتی خیلی تنها می شوم سکوت می کنم...
و  وقتی خیلی خیلی تنها می شوم، گریه!

چیزهایی می گویم که شما جدی نگیرید...
شاید همه ی حرف هایم اشتباه باشد!

یک روز همدیگر را می بینیم...
شک نکنید!
دعا کنید تا آن روز آدم شده باشم!


اینجا پناهگاهِ نشخوارهایِ ذهنی و سر ریزهای کاسه ی صبرِ بچه آدمی هست که داره از پیچ و تاب های کوچه ی روزمرگی عبور می کنه تا بلکه راهی پیدا کنه و بشود آنچه باید بشود!
بچه آدمی که دوست داره آدم بشه...

منبع : بچه آدمسرآغاز
برچسب ها : خیلی ,خیلی تنها